این نسل سردر گم
بر توسن اندیشه هایشان لنگ
فرسنگ در فرسنگ
جز سوی ترکستان نمی رانند
تاریخ پیش از خویش را باری نمی خوانند.
تاریخچه ی چشمه برم لردگان
تاریخ لردگان همان تاریخ چشمه برم است و بس. از زمانی که این چشمه رازآلود وجود داشته تمدن های بسیاری بر کناره های این چشمه به وجود آمده و از بین رفته اند. به گونه ای که قدیمی ترین شهر استان چهارمحال بختیاری نیز شهرستان لردگان است.
از تمدن عیلامی و هخامنشی گرفته تا عصر اتابکان لر و دوره ی ایلخانی همه آثاری از خود در این منطقه به جا گذاشته اند که متاسفانه تا کنون اکثر آنها یا تخریب شده اند و از بین رفته اند یا کاوش های باستان شناسی هنوز به صورت متمرکز بر روی آنها صورت نگرفته است. منشا وجود زندگی در این منطقه از ابتدا هم چشمه برم بوده است که اگر توان سخن گفتن داشت برایمان حکایت های دور و درازی از جنگ هایی که در پیرامونش رخ داده یا سربازان و مسافرانی که سیراب نموده یا ترانه های زمزمه شده توسط دختران چشمه نقل می کرد.
مانند هر مسئله ی دیگر در لردگان ، هنوز همه ی مشخصات و ابعاد این چشمه ی راز آلود شناخته نشده است و هیچ گزارش کاملی هم در مورد اکوسیستم طبیعی و حیات وحش آن یا سرچشمه های تغذیه ی آن وجود ندارد. از خصوصیات ویژه ی این چشمه تاثیر کم خشکسالی های پی در پی و متوالی بر میزان آب آن است. پدربزرگم تعریف می کرد که در سال های خیلی دور، به علت خشکسالی های چندین ساله تمام چشمه های اطراف منطقه ی لردگان مانند چشمه ی میلاس، تنگ کلوره، ارمند، کرف و چشمه های کوه ریگ به شدت کم آب می شد یا کاملا می خشکید و تنها چشمه ای که هنوز اّب آن جریان داشت همین چشمه برم بود و عشایر و روستائیان اطراف از فاصله های چند فرسخی برای برداشتن آب به لردگان می آمدند. در چند سال اخیر نیز که خشکسالی طولانی در منطقه رخ داده اکثر چشمه های اطراف کم آب شده اند ولی چشمه برم هنوز پرآب است. برای مردم این منطقه چشمه برم همیشه مقدس بود و هیچ گاه به حریم آن آسیبی نرساندند و کمتر کسی وارد دریاچه ی چشمه می شد و حتی شکار پرندگان و ماهیانش کار ناپسندی بود.
فعالیت های صورت گرفته بر روی چشمه برم
از سال 1334 که شهرداری لردگان ایجاد شد تا قبل از انقلاب تغییرات خاصی در چشمه برم لردگان به وجود نیامد. فقط حصاری دور آن کشیده شد و قایقی هم بر روی دریاچه ی چشمه قرار داشت که امکان قایق سواری را فراهم می نمود. بعد از سال 57 جمعیت شهر رو به افزایش گذاشت و شهرداری هم نقش بیشتری پیدا کرد و چون هنوز وسعت شهر کم بود، بیش از همه چشمه برم معیار کار شهردار بود. هر شهرداری که انتصاب می شد یکی از اولین کارهایی که می کرد سر و سامان دادن به چشمه برم بود!
ابتدا دیوار بتنی - سنگی دور تا دور دریچه ایجاد شد که تا حدودی حریم چشمه را از تجاوزهای بیشتر حفظ کرد. ولی همزمان با آن حوضچه ای در کنار چشمه به عنوان استخر روباز احداث گردید که در تابستان ها نوجوانان در آن به شنا می پرداختند. از آنجا که این حوضچه به شیوه ی غیر اصولی و غیر بهداشتی ساخته شده بود گل و لای و لجن فراوانی در ته آن جای گرفت و آلودگیهای ناشی از آن و شنای کودکان به آب چشمه نفوذ کرد که تا مدت ها از دید همه پنهان ماند و کسی بدان توجهی نداشت. هم اکنون نیز آب این چشمه که زمانی در ردیف گواراترین آب های ایران بود به شدت آلوده است.
از زمان کودکی من یک جزیره و تپه ی خاکی در وسط دریاچه ی چشمه برم وجود داشت و نمی دانم که آن هم دست ریز بود یا به صورت طبیعی در آنجا به وجود آمده بود. هر چه بود ظاهر زیبایی به دریاچه می داد و در مواقعی پرندگان بر روی آن می نشستند. در زمان یکی دیگر از شهرداران یکی از تپه های باستانی اطراف چشمه را تخریب نموده و صدها کامیون خاک و سنگ آن را به درون دریاچه ی چشمه ریختند تا یک راه خاکی از خشکی به جزیره ی درون دریاچه ایجاد کنند. این جاده مساحت بسیار زیادی از دریاچه را اشغال کرد و مسیر آب را هم منحرف نمود و یکی از انشعابات دریاچه را که ایستگاه غاز ها و مرغابی های وحشی سیبری بود نابود کرد. من هیچ گاه ندیدم کسی از آن جاده خاکی استفاده ای کند. مگر بر روی تپه ی کوچک که مساحت آن کمتر از 1000 متر مربع بود چه چیزی وجود داشت که به خاطر دسترسی به آن، اکوسیستم طبیعی دریاچه تا مرز نابودی پیش رفت.
باری حکایت خود محوری ها و بی تجربگی ها هنوز ادامه داشت. شهردار جدیدی برای اداره ی امور شهر انتخاب شد و این یکی باید نشان می داد که از قبلی با برنامه تر است. خیابان و فرهنگ سرا و استخر و پارک و سینما که نمی توان ساخت پس بهتر بود که برای چشمه برم طرحی در اندازند. به بهانه ی جلب توریست تعداد زیادی غاز و مرغابی غیر بومی به دریاچه وارد کردند تا در آنجا پرورش دهند. در عرض چندماه این مهمانان ناخوانده به علت عدم تناسب با اکوسیستم ، حیات وحش آن را با خطر جدی مواجه کردند و جالب آنکه خود نیز دوام نیاوردند.
در زمان یکی دیگر از شهرداران این دیار خسته از نامهربانی ، آخرین میخ بر تابوت میراث تاریخی این شهر زده شد. یک روز در عین ناباوری تمام قلعه ی باستانی که در زمان های بسیار قدیم بر کرانه ی دریاچه ی چشمه برم بنا شده و نسبتا سالم مانده بود تخریب شد و به جای آن اداره ی ارشاد اسلامی کنونی را بنا نهادند. این قلعه تا همین اواخر محل سکونت حاکم و والی جانکی سردسیر بود. نمی دانم آیا در این دشت بزرگ جای دیگری برای بنا نهادن یک اداره کوچک نبوده است.؟
آن روز سکوت ما نشان داد که تاریخ نخوانده ایم و نمی دانیم و هر چیز را خودمان می خواهیم تجربه کنیم.
در طول همه ی این سال ها متولی حفاظت از چشمه برم و اطراف آن مشخص نبود و هر نهاد و اداره ای از خود رفع مسئولیت می کرده است. نه اداره ی منابع طبیعی، نه اداره ی محیط زیست، نه سازمان میراث فرهنگی ، نه شهرداری ، نه فرمانداری و نه هیچ سازمان دیگری به صورت متمرکز و منسجم حافظ این اکوسیستم و آثار تاریخی آن نبوده اند و در مواقع بروز بحران یا مشکل از خود رفع مسئولیت کرده اند.
آخرین فاجعه
ظاهرا نامهربانی ها با چشمه برم پایانی ندارد و در هر برهه ای زخمی بر پیکرش وارد می شود. از دو هفته پیش و بدون هیچ گونه اطلاعیه ، توضیح و یا خبررسانی ناگهان سنگ های بزرگی در کنار چشمه برم انبار شده است. پس از پرس و جوهای فراوان توسط تعدادی از همشهریان دلسوز، مشخص شد که سازمان میراث فرهنگی استان چهار محال و بختیاری ( شهرستان لردگان سازمان میراث فرهنگی ندارد!) طرحی را برای افزایش ایمنی چشمه برم و زیبا سازی اطراف آن برای جلب توریست ارائه کرده است. در جلسه ای نیز طرح خود را برای شهرداری و فرمانداری و سازمان محیط زیست توضیح داده است و به قول خودشان بودجه ی خوبی را هم برای این کار در نظر گرفته اند. طبق این طرح دور تا دور محیط دریاچه را با سنگ های بزرگ تزئین نموده و سطح شیبدار مناسبی در تمام حاشیه ی دریاچه احداث خواهند کرد. البته همه ی اینها شنیده های ماست و از آنجا که مطالعه ی کافی برای این طرح صورت نگرفته اطلاعات آن را هم به صورت دقیق ارائه نداده اند. اجرای این طرح حداقل 3 متر از حاشیه ی دور دریاچه را اشغال خواهد کرد. احتمال آسیب رسانی به محل های زایش چشمه نیز که در کناره های دریاچه قرار دارند، وجود دارد و این ممکن است کاهش آب چشمه را در پی داشته باشد. کسانی که در این جلسه حضور داشته اند هیچ کدام با آسیب هایی که این طرح به اکوسیستم و حیات چشمه برم وارد می کند آشنا نبوده و چون در این زمینه مطالعه ای نداشته اند مخالفتی هم نکرده اند. پیمانکار مربوطه هم انتخاب شد و شروع به سنگ چینی نموده است.
توسط تعدادی از همشهریان دلسوز و کشاورزان مخالفت های زیادی صورت گرفته و حتی جلسه ای هم به این منظور در فرمانداری شهر لردگان برگزار شد. در این جلسه هم همه ی مسئولین با اجرای طرح موافقت کردند و اعتراض ها نتیجه نداد و به قول بیهقی ، رسولان آمدند و بشدند تا مگر صلحی اوفتد، نیوفتاد.
بیشتر کارشناسان محیط زیست و متخصصان امرکه با آنها مشاوره شده است، اعلام نموده اند که این کار به صلاح نیست و حتما باید بررسی دقیق توسط کارشناسان امر صورت گیرد.
پیشنهاد می شود که همه ی همشهریان عزیز در این مورد حساسیت ویژه نشان دهند و نظر خود را به هر طریقی که می دانند به فرمانداری یا شهرداری منعکس کنند. آقای دکتر طهماسبی از متخصصان و اساتید محیط زیست پیشنهاد داده اند که در مرحله ی فعلی برای حفاظت از حیات این اکوسیستم موارد زیر رعایت شود:
- از معرفي هر گونه گياهي و حيواني جديد به چشمه برم جلوگيري شود.
- از انجام هر گونه عمليات مكانيكي در چشمه برم با هر هدفي بايد خودداری شود.
- براي احيای چشمه برم بايد منطقه حريم چشمه برم تعيين شود و شهرداري و بقيه ارگانها توجيه شوند كه تعرض به اين حريم در وهله اول به نابودي چشمه و در پایان به حيات مردم شهر و روستاهاي اطراف لردگان كه شاليزارهاي انها وابسته به چشمه است، منجر ميشود.
یادم می آید از زمان کودکی تا کنون هر بار که به لردگان می آمدیم، حتما سری هم به چشمه برم می زدیم و ماهیان ناشناخته اش را نگاه می کردیم و پرندگان مرموزش را در دوردست به هم نشان می دادیم و یکبار دیگر تاکید می کردیم که هنوز عمق این دریاچه را نتوانسته اند مشخص کنند! از آب چشمه می نوشیدیم و هوای دل انگیز زیر درختان چنارش را با عمق وجود حس می کردیم.زمانی را ا که در یک روز نحس قلعه ی باستانی را خراب کردند و با حسرت تمام ، خراب شدن قلعه ی مرموز را به چشم دیدیم ، انبوه سئوالات ما در مورد قلعه و مالک و تاریخش بی پاسخ ماند. دیگر قلعه ای نیست که کسی در مورد تاریخ بنای آن سئوال کند یا بانی اش را بجوید!
اکنون باید بروم بر کرانه های چشمه برم بنشینم و به چشمه بگویم آن شهردارانی که روزگاری بر تنش زخمی وارد آورده اند و خود را عقل کل دانسته اند و با نادانی و بی تجربگی ی تمام، حیاتش را با مشکل مواجه کرده اند همه رفته اند و کسی یادی از آنها نمی کند. ولی برم هنوز با همه ی زخم هایش هنوز می جوشد و پابرجاست. به چشمه برم بگویم که مایه ی شور بختی او و مردم این دیار همه نادانی و نا آگاهی و خودبینی مسئولینی است که در دوره های مختلف مصدر کار بوده اند و خود را عقل کل دیده اند و بدون مشورت با کسی طرح های نو در انداخته اند تا حس خودخواهی خویش را ارضا کنند. بی تفاوتی مفرط من و همشهریانم بوده است که عرصه را بر جولان مسئولین بی اطلاع تنگ نکردیم و اجازه دادیم مارا به ناکجا آباد سوق دهند و شد آنچه نباید بشود.
به چشمه برم بگویم تلخکامی ی دیارمان از زمانی آغاز شد که ما را با واژه های محروم و بی نوا و کم فرهنگ نواختند و از بالا برای فرهنگ و طبیعت و دیارمان بدون به حساب آوردن ما، تصمیم گرفتند و برنامه داده اند و اجرا کرده اند و اگر اعتراضی در این مورد دیده اند ما را متهم به بی اطلاعی و بی فرهنگی کرده اند.
به بنیان گذاران قلعه ی باستانی کنار چشمه که بر همه ی دشت اشراف داشت و قرن ها دوام آورده بود، بگویم که در یک روز تمام آن را تخریب کردند و به جای آن اداره ی فرهنگ و ارشاد را بنا نهاده اند. اداره ای که پر بیننده ترین برنامه ی آن تا کنون اجرای تئاتر گرگعلی است که بختیاری و لر را مسخره می کرد!
شگفتا نماد فرهنگ را بردند و ارشاد را آوردند. نمی دانند آیا که ارشاد می رود و آنچه در پایان میماند فرهنگ است! ؟
سخن آخر
با همه ی این دردها بهتر است که بی تفاوتی را کنار بگذاریم و نسبت به مسائل شهرستان و دیار خود حساسیت نشان دهیم. تعدادی از دوستان پیشنهاد کرده اند که یک گروه طرفدار محیط زیست تشکیل دهیم تا حداقل در محدوده ی مربوط به دیار خود، دیده بان محیط زیست باشیم و نگذاریم ناآگاهی و ظاهرسازی مسئولان و فقر و منفعت طلبی دیگران تیشه بر ریشه ی آن بزنند.
بنابراین تشکیل گروه دیده بان طبیعت سه دهستان را از همین جا اعلام می کنم. از کسانی که تمایل دارند در این زمینه فعالیت کنند و در این مباحث تخصص و مهارت دارند تقاضا می کنم که حتما به آدرس sepantalord@gmail.com ایمیل بزنند تا در اولین فرصت نشستی برگزار شود و برنامه های گروه را با مشورت و همکاری یکدیگر تنظیم نماییم.